درود؛

سبک های شخصیت افراد،رفتار آن ها را در همه مواقع یکسان تحت تاثیر قرار نمی دهد.گاه محیط را دستخوش تغییرات مهمی می گردد و این تغییرات مستلزم اتخاذ رویکردهای متفاوتی است.اگر فرد نتواند رفتارش را در راستای این تغییرات اصلاح کند،سبک شخصیتی وی غیرانطباقی می شود. وقتی سبک شخصیت مرضی می شود، می تواند به عملکرد فرد در موقعیت های مهم آسیب رسانده و به اضطراب و احساس پریشانی و افسردگی منجر گردد.اختلالات شخصیت، دیرپا وغیر انطباقی هستند و در رابطه با محیط،سبک های غیر قابل انطباقی به شمار می آیند.چنین اختلالاتی معمولا در کودکی و یا حداقل در اوایل نوجوانی شروع می شوند و ممکن است در بزرگسالی ادامه یابند.اگرچه رفتار غیرانطباقی،که از ویژگی های اختلالات شخصیت است،گاهی اوقات باعث ناراحتی زیادی برای افراد می گردد با این حال آن ها تغییر طرز تفکر را در موقعیت ها و پاسخ به آن ها را مشکل می یابند. وقتی فرد الگوی رفتاری خود را غیرانطباقی و نامطلوب تلقی نمی کند، حتی اگر این رفتارها و نتایج به بار آمده منفی از این رفتارها بر دیگران آشکار شود، مشکلات بالینی شدت می یابند.اختلالات شخصیت اصولا اختلال های صفات هستند، یعنی اختلال های که در گرایش فرد به درک کردن و پاسخ دادن به محیط به شیوه ای ناسازگارانه انعکاس می یابند.مفهوم اختلال شخصیت فرض می کند که افراد در موقعیت های مختلف به صورت باثبات پاسخ می دهد.

اختلالات شخصیت می توانند به سه گروه یا سه دسته تقسیم شوند:

الف)رفتارهای نامتعارف

-اختلال شخصیت پارانوئید

-اختلال شخصیت اسکیزوئید

-اختلال شخصیت اسکیزو فرنی

ب) رفتارهای نمایشی،هیجانی یا بی ثبات

-اختلال شخصیت هیستریایی

اختلال شخصیت خودشیفتگی

-اختلال شخصیت مرزی

-اختلال شخصیت جامعه ستیزی

ج)رفتارهای اضطرابی یا حاکی از ترس

-اختلال شخصیت اجتنابی

-اختلال شخصیت وابسته

-اختلال شخصیت وسواسی

-اختلال شخصیت منفعل-پرخاشگر

رفتارهای اختلال شخصیت دیرپا هستند و معمولا در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شوند.البته هنوز مشخص نیست، که آیا داشتن اختلال شخصیت بخصوص، این احتمال را که فرد بعدها به مشکلات شدید تری مثل اسکیزوفرنیا یا اختلال عاطفی مبتلا شود افزایش می دهد یا نه.بعنوان مثال اختلال سلوک که در هفته ی گذشته بررسی کردیم ،شبیه اختلال شخصیت جامعه ستیزی در بزرگسالی است.

از این هفته قرار است تا به بررسی اختلالات شخصیت بپردازیم ،این هفته به سراغ  اختلال خودشیفتگی رفته ایم.امید که مفید واقع شود.

شده تابحال در  دورانی از زندگی خود با افرادی روبرو شوید که خودشان را در بسیاری از جهات بالاتر از دیگران می دانند؟! پیوسته حس خودبزرگ بینی و مهم بودن دارند و می گویند؛ «من تاکنون ههیچ وقت نباختم»، «من به قدری جذاب و تو دل برو هستم که همه آدم ها شیفته من می شوند!»، «دست به هر چه می زنم، به طلا تبدیل میشه از بس من خوب عمل می کنم!»، «به قدری نفوذ و قدرت دارم که همه ی آدم ها باید از من پیروی کنند! و سیاری از منایی های دیگر… براستی به چه کسی می توان لقب خودشیفتگی را داد؟! امروزه در فضای مجازی افرادی که مکررا پروفایل خود رو تغییر می دهند و عکس های جدید می گذارند آیا دچار خودشیفتگی هستند؟!


12222تاریخچه:

لغت «خود شیفته» ترجمه لغت Narcissism (نارسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام «نارسیوس»عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر می‌کرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعدها با استناد به این داستان ، این اصطلاح در روانشناسی برای توصیف طبقه‌ای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت و به افرادی برچسب زده شد که اصطلاحا شیفته و عاشق خودشان هستند.

تعریف خودشیفتگی(Narcissistic personality disorder):

خودشیفتگی یکی از اختلالات روان شناختی به حساب می آید. این اختلال ممکن است در عهد خردسالی همه افراد وجود داشته باشد. بی شک انتظار می رود که با گذراندن دوران رشد و بالندگی و برون رفت از کودکی، این اختلال اندک اندک از میانه برخیزد. بطور کلی مهمترین ویژگی این افراد،احساس زننده خود والا بینی است.احساس افراطی اهمیت داشتن و نیاز به توجه مستمر،عزت نفس شکننده و فقدان همدردی و علاقه به دیگران عوامل تعیین کننده ی این اختلال است. افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته ،اغلب با رویارویی در مورد موقعیت نامحدود و درخشان قدرت،زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند.

طبق گفته ی فروید خوشیفتگی مرحله ای از رشد است که در سنین خیلی پایین و به محض اینکه کودک قادر می شود به طور قابل اطمینان خودش را از محیط متمایز کند، رخ می دهد.

ویژگی های افراد خودشیفته:

-احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» را دارند. آنان حس خودباوری بیش از حدی دارند.

-این افراد خود را آدمهای خاصی می‌پندارند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آنها رفتارشود.

– محتاج توجه و تایید، شعف، تعجب، مهربانی زیاد هستند و انتظار دارند که همه آن ها را ببینند و بهشون احترام بگذارند.

– بطور کلی تمام انرژی روانی فرد صرفا متوجه خودش است. به نحوی که دیگرقادر نیست عشق و محبت خویشتن را درباره سایرین هم به کار گیرد. اینان فقط می توانند با کسانی که همانند و همفکر آنانند، ارتباط برقرار کنند.

– از سایرین بهره کشی می کنند و در روابط بین فردی استثمارگرند.

– نسبت به ظاهرشان حساسند و از اطرافیان خود انتظار تعریف و تمجید زیادتری دارند.

-تحمل انتقاد بر ایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده ، فرد مورد نظر را به «نادانی ، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند.

– آن ها دیگران را نادیده می‌گیرند؛ از نظر فردی که مبتلا به‌اختلال خودشیفتگی یا نارسیسیسم است دیگران تنها وسیله و ابزاری هستند که به او کمک می‌کنند تا به اهدافش برسد.

– به‌دلیل‌کامل دانستن خود، این افراد هیچ انگیزه‌ای برای بهبود ندارند و هرگونه تغییر در رفتار دور از انتظار آنان است.

-تحقیر دیگران برایشان عادی است

-خود را قوی ، مشهور ، داناترین و … قلمدادمی کنند.به نوعی شیفته قدرت هستند.

 -انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند. چون دیگران نمی‌توانند خواسته‌های آنها را برآورده سازند. آن ها از همه طلبکار هستند.

-از اعتماد بنفس بالایی برخوردارند

-روابط اجتماعی شکننده ای دارند.

-مسائل بین فردی ، شغلی و فقدانهای زیادی دارند که با رفتارخود آنها را بوجود می‌آورند، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارند.

– آنها معمولا به خواسته‌های دیگران بی‌علاقه و بی‌توجه و خواستار توجه دیگران هستند و احساس می‌کنند که سزاوار توجه ویژه‌اند.آنان نوچه پرور هستند.

و بسیاری از موارد دیگر که مختص انسان های خودشیفته می باشد.

389276270

ملاکهای تشخیص اختلال خود شیفته

حداقل وجود پنج علامت از علائم زیر برای تشخیص ضروری است:

  • احساس خود بزرگ بینی مبنی بر مهم بودن خود دارد (مثلا در دستاوردها و استعدادهای خود مبالغه می‌کند و انتظار دارد بدون موفقیت‌های مناسب فرد برتر شناخته شود).
  • اشتغال ذهنی با تخیلات : موفقیت ، قدرت ، استعداد ، درخشندگی ، زیبایی و عشق ایده‌ال.
  • معتقد است فردی استثنائی و خاص است و فقط افراد (یا نهادهای) استثنائی و خاص می‌توانند او را بفهمند و یا با او «نشست و برخاست» داشته باشند.
  • احساس صاحب استحاق بودن یا شایستگی دارد. یعنی انتظارات غیرمنطقی برای مدارای خاص و مطلوب یا موافقت حتمی با توقعات خود را دارد.
  • در روابط بین فردی استثمارگر است. یعنی برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره‌کشی می‌کند.
  • فاقد هم حسّی است: نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.
  • غالبا به دیگران حسادت می‌ورزد یا معتقد است دیگران حسودی او را می‌کنند.
  • نگرش یا رفتارهای خود خواهانه و پرنخوت نشان می‌دهد.

شیوع:

اختلال شخصیت خودشیفتگی کمتر از سایر اختلالات شخصیتی رخ می نماید و آمارها شیوع ثابت شده شمار افراد خودشیفته در کل جمعیت را حدود یک درصد پیش بینی کرده اند. در پاره ای از مطالعات بیان کرده اند که اختلال مزبور بیشتر در مردان جوان روی می دهد.اما وجود ناهمگونی و به هم ریختگی در روابط این افراد، گذشته از روابط خانوادگی و زناشویی، روابط بین فردی و شغلی را هم در بر می گیرد.

علت:

برای این اختلال یک علت مشخص شده وجود دارد و آن این است که فرد خودشیفته احتمالا در همدلی و روابط عاطفی با مادر خویش دچار مشکل بوده و یا اینکه از سوی پدر و مادرش، مخصوصا مادر، در همان اوایل زندگی مطرود شده است!

در ضمن ناامنی، بیم، طرد و عدم تایید از جانب اطرافیان از سایر عواملی هستند که سبب می گردند توجه شخص معطوف خود شود.
و نیز ممکن است گاهی برتری در ویژگی های جسمی، موفقیت های پیاپی و در نتیجه تشویق و ترغیب و تحسین های بی حد نیز انسان را به سمت خودپرستی بکشاند.

درمان:

-دارو درمانی

تجویز داروهایی از قبیل ضد افسردگی‌ها و کربنات لیتیوم برای تحمل بهتر احساس طرد شدن و نوسانات خلقی این افراد می تواند موثر باشد البته در صورتی که به تشخیص روانپزشک به فرد تجویز شود.

-روان درمانی

. برای پیشرفت درمان؛ این افراد باید بتوانند دست از تمایلات خود شیفتگی خود بردارند به همین دلیل روان درمانی اختلال شخصیت خود شیفته را مشکل می کند. و چون بیمار بینش و آگاهی نسبت به رفتار وتفکر نادرست خود ندارند و اگر هم داشته باشند تصویر منحرف شده ای از خود دارند.

اما اساسی ترین درمان اختلال مذکور علاوه بر دارو درمانی؛ استفاده از روان درمانی و گفت وگوی دوطرفه بین روان پزشک و بیمار امکان پذیر می باشد. و همچنین انواع شیوه های درمانی روان شناسی همچون روان درمانی فردی، گروهی و محیط درمانی به کار بسته می شود که از بین همه این شیوه های درمانی، گروه درمانی بیشتر سودمند است.در این روش، شماری از خودشیفتگان در نشستی با روان شناس دیدار کرده و در این ضمن روان شناس با بررسی مشکلات مشترک آنها، برایشان برنامه های ویژه درمانی در نظر می گیرد، این بیماران در ارتباط با برخورد مستقیم و بهتر می توانند به خود و به سایر بیماران یاری کنند.

نکته: در صورتی هم که فرد خودشیفته در برابر این راهکارها  مقاومت کند، هیچ کدام از روش های فوق نمی تواند برای آنان موثر واقع شود.

uuuuuu

و در نهایت:

تشخیص و درمان اختلالات شخصیت، تخصصی و پیچیده است و فقط از روان‌پزشکان برمی‌آید. در بیشتر موارد افراد مبتلا ممکن است فقط علایم یک نوع اختلال شخصیت را نداشته باشند، بلکه علایم چند نوع اختلال شخصیت را با هم داشته باشند که در هفته های آینده به اختلالات دیگر شخصیت خواهیم پرداخت. اما طبق تعاریف فوق؛ اگر احساس کردید که علایمی از خودشیفتگی در خودتان وجود دارد؛ سریعا برای اصلاح آن در رفتارتان اقدام کنید.

کلام آخر:

اردیبهشت هم با تمام زیبایی هایش کوله بارش رو بست و رفت.برایتان آرزو می کنیم که پایان اردیبهشت پایان تمام غم هایتان باشد و شروع ماه جدید که مصادف با شب نیمه شعبان است، آغاز بهترین روزهای زندگیتان باشد پر از موفقیت و شادی و برکت..

ارادتمند: الناز عالمی خواه-روانشناس بالینی(ن:ر:۱۶۴۷۵)