سوال اغلب زن ها و دخترهای مجرد و بعضا تازه مزدوج این است که چرا مردها نمی توانند تعهد بدهند؟؟این مورد همیشه برای این قشر سوال بوده است و شکایتی همیشگی ازین موضوع داشته اند.دخترها اغلب می پرسند چرا مردها نمی توانند تعهد بدهند و هنگامی که روابط بین ما خیلی هم خوب است یکدفعه عقب می کشند و مرا پس می زنند و علاقه ی خود را ازدست می دهند و تعهدشان را زیر پا میگذارند .چرا مردها به رغم آنکه ممکن است بخواهند تعهد هم بدهند از انجام دادن این کار عاجزند؟

images
دکتر جان گری در پاسخ به این سوال می نویسد :
آنچه این زن ها درک نمی کنند مراحل طبیعی و روند تدریجی شکل گیری تعهد در مردهاست.مکانیزکم و دینامیسم جذب شدن در مردها به این شکل است که نخست علاقه مند می شوند و به سمت زن جذب می گردند و با او ارتباط برقرار می کنند و بعد پس می نشینند و عقب می کشند.این چرخه صمیمیت و پس نشستن و ارزیابی دوباره در مردها طبیعی است.برخی از زنها با این عقب نشینی مرد، خودشان نیز عقب می روند و رابطه شان را ارزیابی مجدد می کنند.مثلا از خودشان می پرسند : آیا این مرد به راستی برایم مناسب است ؟؟؟ آیا این همان زوج الهی من است ؟؟؟ این اواخر کمی مرا نادیده می گیرد!!!؟؟؟ آیا براستی مرا دوست دارد ؟؟؟
و هنگامی که مرد از غار تنهایی خود برگشت و بر شک ها و تردید هایش غلبه کرد مایل است به رابطه اش عمق بیشتری ببخشد در حالی که برخی زن ها در اینگونه موارد مضطرب ، پریشان و وحشت زده می شوند و می ترسند که مبادا که نامزدشان به آنها خیانت کرده باشند.میگویند : چه اتفاقی افتاده است ؟ می بایست از او بپرسم که چرا چنین می کند و خودش را از من دور می گیرد ؟؟؟
بعضی زن ها در اینگونه موارد بیش از حد مرد را ناز و نوازش می کنند و سعی می کنند بیشتر به او محبت نمایند.مدام اورا تعقیب می کنند و اجازه نمی دهند که مرد خودش برگردد و این کار ، عشق و محبت طبیعی را میان آنها از بین می برد.
وی در ادامه می گوید :
اگر مردی زن زندگی خود را تعقیب کرد و سپس احساس کرد نیاز دارد به درون غار خود برود و مدتی پس بنشیند و زن تعقیبش کند و به دنبالش برود و این فضا و خلوت شخصی را به او ندهد ؛مرد دیگر هرگز با این نیاز خود که دوباره تعقیب کننده باشد تماس برقرار نمی کند.هنگامی که مردها عقب می کشند تا دوباره خودشان را پیدا کنند و نیاز به صمیمیت را در خود احساس نمایند زن ها می بایست آن ها را تنها بگذارند و رها کنند تا مرد دوباره خودش برگردد.پس هرگاه مرد مثلا دیگر زنگ نمی زند بدین معنا نیست که همه چیز تمام شده است . زن ها در این گونه مواقع می بایست خودشان را مشغول کنند و کارهایی انجام دهند که حضور مرد در آن ها ضروری نباشد .می توانند چند هفته ای را این گونه بگذرانند و بدین معنا نیست که بیچاره شده اند و زندگی شان از هم پاشیده شده است.زن ها می بایست بیاموزند که در این دوران حمایت بیشتری از خودشان بکنند و از درون ، خودشان را اغنا سازند.سپس شرایط را برای او مساعد کنند و هنگامی که مرد دوباره زنگ زد(یا خودشان زنگ زدند)به هیچ وجه اورا سرزنش نکنند.به او کمک نمایند تا دوباره موفق شود.مردها هنگامی که احساس موفقیت می کنند دوباره نیاز خود به صمیمیت و پیوند عاطفی را احساس می کنند.به تدریج اعتماد به نفس، امنیت و اطمینان خاطر مرد افزایش می یابد و می تواند به ستوه عمیق تری از تعهد و پایبندی نسبت به زن زندگی اش برسد.مردها هنگامی با اطمینان خاطر به زنی قول ازدواج می دهند که مطمئن باشند می توانند او را خوشحال و خوشبخت کنند و خوشحال و خوشبخت نیز نگه دارند.چنانچه مردی پس بنشیند و زن او را تعقیب کند مرد هرگز این احساس را درک نخواهد کرد که : تعقیب کردم و موفق هم بود.

ابوالفضل سعادتی – کارشناس ارشد مشاوره خانواده