فارغ_643222_643233

بحث داغ هدایت تحصیلی این روزها بیش از هر چیزی ذهن مسئولان آموزشی کشور، خانواده های دارای فرزند مقطع نهم و مشاوران و روانشناسان شاغل در آموزش و پرورش را به خود مشغول نموده است. هدایت تحصیلی که شاید یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین تصمیماتی است که یک فرد محصل باید در طول زندگی اش اتخاذ کند این روزها به دغدغه ای مهم و جدی برای بسیاری تبدیل شده است. اینکه فرد چه رشته ای را انتخاب کند قطعا در آینده وی تاثیر بسزایی دارد. بر کسی پوشیده نیست که یک انتخاب درست تا چه اندازه می تواند موجب رشد دانش آموز، موفقیت وی و تضمین آینده اش شود و برعکس، یک انتخاب نادرست تا چه اندازه می تواند مخرب بوده و موجب شکست و تباهی آینده یک دانش آموز شود. زمانی که صحبت از آینده برای یک فرد محصل پیش می آید منظور پایان تحصیلات و ورود به بازار کار است که اگر در زمان تحصیلات، دانش آموز و به تبع آن دانشجو از وضعیت مطلوبی برخوردار باشد قطعا بازار کار بهتری در اختیار خواهد داشت و اگر در دوران تحصیل وضعیت خوبی نداشته باشد قطعا برای یافتن کار مناسب با مشکلات عدیده ای روبروست.

لذا مهم ترین معضل فعلی کشور در بخش اشتغال و بازار کار؛ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی است که عموما پس از فراغت از تحصیل و آماده شدن برای ورود به عرصه کار و تولید با مشکلات جدی مواجه می شوند. در شرایط فعلی، مسائل مربوط به بیکاری تقریبا در تمامی رشته های دانشگاهی حتی در مهندسی و پزشکی نیز وجود دارد.

اینکه مقصر کیست!! چرا بدینجا رسیده ایم و اکنون چه باید کرد، خارج از حوصله این نوشتار است اما باید به این موضوع اشاره کرد که براستی چه رابطه ای میان هدایت تحصیلی صحیح با کاهش نرخ بیکاری است؟؟

در بحث هدایت تحصیلی دو عامل مهم بیش از سایرین به چشم می آید. یکی علاقه دانش آموز و دیگری توان و کشش او در رشته انتخابی اش. شاید بتوان گفت مهم ترین فاکتور در بحث هدایت تحصیلی احترام به علاقه دانش آموز است و این دانش آموز است که باید تعیین کننده نهایی رشته خود باشد.

شکی نیست که والدین، مشاور مدرسه و کادر اجرایی دبیرستان با شناختی که از دانش آموز دارند باعث ارائه یک چشم انداز درست به دانش آموز برای انتخاب رشته می شوند اما نباید این نکته را نادیده گرفت که حق انتخاب رشته تحصیلی با خود دانش آموز است. شاید عامل دوم یعنی بررسی توان و کشش دانش آموز بهتر توسط مشاور و کادر اجرایی و والدین مشخص شود اما قطعا علاقه دانش آموز مسئله ای درونی و مربوط به خود اوست. در واقع کسی نباید به جای دانش آموز تصمیم بگیرد. هدایت و مشاوره دانش آموز امری لازم و حیاتی است اما این به منزله تصمیم گیری به جای دانش آموز نیست و باید همه عوامل دخیل در بحث هدایت تحصیلی از دخالت مستقیم در تصمیم پرهیز کرده و به راهنمایی های علمی و کارآمد بسنده کنند و تصمیم نهایی را به خود دانش آموز واگذار نمایند.  

شاید باور همگان این باشد که سن کم دانش آموز، مانع درک و شعور لازم برای یک انتخاب درست است اما این تنها یک باور منسوخ بوده و باید اقرار کرد که امروزه دانش آموزان اگر در معرض هدایت و راهنمایی صحیح قرار گیرند خود قادر به انتخاب رشته مناسب روحیه و توان خویش خواهند بود.

مقصود نویسنده از این نوشتار این است که شاید یکی از علل بزرگ بیکاری در زمان فعلی، عدم بررسی علاقه و یا توان و کشش دانش آموزان سابق به رشته ایست که در آن فارغ التحصیل گشته اند. شاید اگر در گذشته کمی بیش از پیش به بحث علاقه و توان و کشش دانش آموزان توجه می شد امروز با خیل عظیم بیکاران روبرو نبودیم. اجبارهای گاه و بیگاه و عدم وجود یک سیستم هدایت تحصیلی قوی، باعث رقم زدن آمار بیکاری آن هم در حدی غیر قابل قبول گشته است.    

 لذا باید همه مسئولان، مشاوران و روانشناسان، پدران و مادران و خود دانش آموزان، توجه ویژه ای به بحث علاقه و توان و کشش دانش آموز داشته باشند و سعی بر آن داشته تا دانش آموز رشته ای را برگزیند که واقعا به آن علاقه مند است.

در نهایت باید گفت؛ طبق الگوهای مشاوره شغلی از جمله الگوی چند محوری دکتر عبدالله شفیع آبادی، دانش آموز در مقطع فعلی چه با علاقه و چه به اجبار رشته ای را برگزیند بنا به عوامل مختلفی امکان تغییر آن در آینده وجود دارد، پس چه بهتر که دانش آموز خود با شناخت و علاقه و البته ضمن راهنمایی والدین و مشاوران دلسوز و کاربلد نسبت به انتخاب رشته خود اقدام نماید تا در آن نهایت آرامش را داشته و حداکثر موفقیت را در آن کسب کند.

نتیجه اینکه هدایت تحصیلی صحیح عاملی اساسی و مهم برای جلوگیری از بیکاری نسل آینده خواهد بود. لذا توجه به آن باید در دستور کار همه مسئولان و دست اندرکاران زیربط قرار گیرد.

ابوالفضل سعادتی – مشاور خانواده. تیرماه ۹۵