رشد طبیعی به تعامل سه زمینه از عملکرد فرد مربوط می گردد.شناختی-هوشی،بین فردی و هیجانی و فیزیکی-حرکتی.رشد در مراحل این زمینه ها پیش میرود و هرمرحله بر روی مرحله ای دیگر ساخته می شود مسائل یا گسستگی در هریک از مراحلمی تواند به مسائل جدی تری در مرحله بعدی منجر شود.یک عامل مشکل آفرین در این فرآیند این است که کودکان با سرعت های متفاوت رشد کنند وغالبا تفکیک بین رشد آهسته و رفتار گسلنده و نابهنجار مشکل است.

ra4-4312

اختلالات رفتار ایذایی

که شامل سه رفتار است: اختلال بیش فعالی (ADHD) ،اختلال نافرمانی مقابله ای(ODD) که در هفته های گذشته به بررسی آن ها پرداختیم.این هفته قراره تا به سومین رفتار رایج بین کودکان یعنی اختلال سلوک(CD) بپردازیم.نکته مهم این است که در تمام سه رفتار بی توجهی مکرر کودک به حقوق دیگران مطرح است.

اختلال سلوک (Conduct Disorder) چیست؟

الگوی ثابت رفتاری که در آن حقوق دیگران یا موازین اجتماعی اساسی زیر پا گذاشته می شود.

این کودکان اغلب درگیر نزاع می شوند و در خطر بالاتری برای درگیر شدن با مواد اعتیاد آور و فعالیت جنسی پیش رس هستند.بعضی از کودکان مبتلا به اختلالات سلوک میزان سطح پلاسمایی دوپامین و بتاهیدروکسیلاز پایین دارند.

ملاک های تشخیصی

  • پرخاشگری نسبت به انسانها و حیوانات
  • غالبا دیگران را مورد زورگویی ، تهدید یا ارعاب قرار می‌دهد.
  • غالبا نزاع را شروع می‌کند.
  • از لحاظ جسمی به دیگران بی‌رحمی کرده است.
  • در حضور قربانی دزدی کرده است
  • تخریب اموال
  • آتش افروزی عمدی با نیت آسیب رسانی جدی
  • ورود به زور به خانه ، ساختمان یا ماشین دیگران
  • دروغگویی برای بدست آوردن کالا ، منافع یا اجتماب از انجام وظایف
  • نقض جدی قوانین و مقررات
  • تا دیر وقت در خارج از خانه به سر بردن ، علی‌رغم منع از سوی والدین

نشانه های اختلال سلوک

 از نشانگان بارز این اختلال است که با ترکیب های متفاوت ،ولی پیوسته و همراه با احساس عزت نفس پایین مشاهد می گردد. این کودکان معمولا در صدد پنهان سازی رفتارهای ضد اجتماعی خود بر نمی آیند و نسبت  به احساسات ،امیال و رفاه دیگران اهمیتی قایل نیست ،به نظر می رسد رفتارهای این افراد معمولا معطوف به هدف مشخصی نیست و لذت یا امتیازی نیز برای آنها به وجود نمی آورد .

بنابراین  نشانه های رفتاری اختلال سلوک در چهار محور قرار می گیرند :

۱-پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات

 ۲-تخریب اموال

 ۳-حقه بازی و دزدی

۴-نقص جدی مقررات قابل طبقه بندی است .

حداقل یک ویژگی مطرح،قبل از ۱۰ سالگی باید رخ دهد. افراد مبتلا به این اختلال،معمولا پسر هستند و مکررا پرخاشگری های فیزیکی و ارتباط آشفته با همسالان دارند، و همچنین ممکن است در دوران اولیه کودکی ،مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای (ODD) نیز باشند.

images (1)

عواملموثر دربروز بزهکاری نوجوانان و جوانان

الف) خانواده:

خانواده اولین و مهمترین نهادی است که سهم عمده یی در پرورش و فراگیری رفتارهای پسندیده نوجوان دارد. ارزش ها، دیدگاه ها، اعمال و گفتار والدین و اعضای موثر خانواده تاثیر مستقیمی بر فرآیند رشد و آینده فرزندان شان دارد. زمانی که بچه ها الگوها، باورها و اعتقادات منطقی و سالمی از زندگی داشته باشند، به راحتی می توانند در برابر دشواری ها و نابسامانی های گوناگون ایستادگی کنند و سر تسلیم فرو نیاورند. عواملی که در خانواده موجب زمینه سازی جرم و بزه نوجوانان می شود، عبارتنداز:

▪ بی سوادی و فقر فرهنگی.

▪ انحرافات اخلاقی پدر، مادر و یا اعضای نزدیک خانواده.

▪ رواج خشونت و درگیری های خانوادگی.

▪ اعتیاد به الکل، موادمخدر و….

▪ تعداد زیاد فرزندان و افراد خانواده.

▪ روش های انضباطی بسیار سخت گیرانه و رواج تنبیه های بدنی.

▪ طلاق و از دست دادن والدین.

▪ دیدگاه ها و ارزش های ناپسند خانوادگی.

▪ تبعیض بین فرزندان خانواده.

بدیهی است نوجوان، هیچ گاه در دوران کودکی مفهوم جرم و بزه را درک نمی کنـد؛ او تصوری از اعمال ناپسند خود ندارد. زمانی که والدین و اعضای موثر خانواده ناخواسته در برابر عمل خلاف فرزندشان سکوت می کنند یا آن را شوخی می گیرند یا او را متوجه اشتباهش نمی کنند، نوجوان درکی از مفهوم ارزش های اجتماعی و روابط سالم پیدا نمی کند و به خیال اینکه کارش خلاف نیست آن را مجدداً تکرار می کند و در مواردی نیز حتی بر شدت آن می افزاید. تذکر به جای والدین، موجب شناخت کودک از ارزش های اجتماعی، روابط دوستی، احترام به حقوق دیگران و ادب و نزاکت اخلاقی می شود. کودکان و نوجوانانی که بتوانند با هدایت ها و راهنمایی های بزرگسالان خود تفاوت بین کارهای شایسته و پسندیده را از کارهای نکوهیده و زشت درک کنند، می توانند دوران بلوغ و نوجوانی خود را با سلامت فکری و به نحو احسن پشت سر گذارند.

نوجوانی دوره بحرانی و مشکل آفرینی است که اگر نوجوان بتواند به سلامت از آن بگذرد، در آینده دچار مشکل چندانی نخواهد شد. در دروان بلوغ، نوجوان روحیه یی تهاجمی و پرخاشگرانه دارد، مدام در برابر محدودیت ها و ممنوعیت های والدین، حالت دفاعی به خود می گیرد.

بروز حالت ها و واکنش های شدید عاطفی از سوی نوجوان و جوان موجب می شود که دیگران نیز او را غیرقابل کنترل بدانند. در حالی که نوجوان نیاز به محبت، امنیت، احترام، احساس تعلق، استقلال، خودشکوفایی و قدردانی دارد. نوع جرم و بزهکاری در میان نوجوانان ۱۴ تا ۱۵ سال با بزرگسالان بسیار متفاوت است. آنان به رغم این که به ظاهر به مرحله بلوغ جسمی رسیده اند، اما هنوز به لحاظ فکری نمی دانند که چه باید بکنند و چگونه باید تصمیم بگیرند. به همین دلیل گاه دست به کارهایی می زنند که به لحاظ اجتماعی نادرست و ممنوع است.


Picture1

ب) عوامل روان شناختی:

تحقیقات مختلفی نشان می دهند که نوجوانان بزهکار دارای مشکلات روانی ـ عاطفی متعددی هستند که منجر به بروز رفتارهای ضداجتماعی آنان می شود. این گروه اغلب:

▪ از عقب ماندگی ذهنی یا هوش پایینی بر خوردارند.

▪ رفتارهای هیجانی ـ احساسی شدیدی از خود بروز می دهند.

▪ دچار ضعف عزت نفس و خویشتن داری هستند.

▪ مرتباً به حقوق دیگران تجاوز می کنند.

▪ در برقراری روابط اجتماعی سالم ناتوانند.

▪ علاقه و انگیزه یی برای پیشرفت و ترقی ندارند.

▪ اعتماد به نفس و خود پنداره ضعیفی دارند.

▪ نسبت به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی بی تفاوت هستند.

▪ رفتارهای غیرمسوولانه و ضداخلاقی دارند.

ج) عوامل اجتماعی:

انواع نابسامانی ها و ناهنجاری های اجتماعی، تبعیض های طبقاتی، دوستان و همسالان ناباب و بزهکار، تعاملات اجتماعی ناسالم، رسانه های جمعی می توانند شرایطی به وجود آورند که زمینه بزهکاری را در نوجوانان ایجاد کنند. پژوهش های مختلف نشان می دهند، جامعه یی که دارای ثبات و پایداری اجتماعی نباشد، با معضلات و گرفتاری های زیادی رو به رو می شود. در حقیقت، بسیاری از نوجوانان بزهکار، محصول آسیب های اجتماعی هستند که نتوانسته اند با بحران ها و مسائل خاص خود به مقابله برخیزند.

د) فقر و مشکلات اقتصادی:

شاید مهمترین عامل بزهکاری کودکان و نوجوانان، فقر، بیکاری، تنگدستی، فشار مالی، عدم دسترسی به امکانات اولیه زندگی (خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و…) و مشکلات مالی خانواده باشد که آنها را به نوعی به سوی انحرافات و کجروی های گوناگون از قبیل دزدی، فحشا، اعتیاد، خشونت های شدید و حضور در محیط های ناسالم اجتماعی می کشاند. فقر، امکان تحصیل، آموزش و کار مناسب را از جوانان می گیرد و موجب پریشانی خانواده های بی بضاعت می شود.

هـ) روابط با دوستان و همسالان:

نوجوانانی که از محیط های خانوادگی طرد و منزوی می شوند، به گروه هایی از دوستان و همسالان شان می پیوندند که گاه آنها نیز به نوعی از سوی خانواده های شان رانده شده اند. چنین نوجوانانی اغلب مشکلات درسی ـ مدرسه یی مشابهی دارند که موجب عدم پذیرش آنها از سوی نظام آموزشی می شود و لذا با ناکامی های شدید عاطفی، ضعف عملکرد تحصیلی و افت های آموزشی همراه می شوند. در مواردی، عکس العمل های این گروه از نوجوانان به صورت رفتارهای خشونت آمیز، خرابکاری، تجاوز به حقوق دیگران، رفتارهای ضداجتماعی و… جلوه گر می شود.

و) مهاجرت:

جدا شدن نوجوان و جوان از خانواده و مهاجرت آنان به شهرها و مراکز بزرگ تر زندگی، موجب آشفتگی فکری و روحی و فشار بر آنان می شود. آنان تا زمانی که نتوانند خودشان را با معیارهای جامعه جدید سازگار کنند، گیج و سردرگم به دنبال یافتن اصول و هنجارهای اجتماعی جدید بر می آیند. کودکان دستفروش و سرگردان، محصول زندگی های نامنسجم و بی مسوولیتی هستند که فقدان محبت و عاطفه در آنها زمینه بزهکاری و ارتکاب جرم و فساد است.

درمان

درمان اختلال سلوک به عوامل زیادی از جمله سن کودک،شدت علائم و همچنین توانایی های خود کودک در شرکت و تحمل روش های درمانی خاص است

دارو درمانی:

هنوز هیچ دارویی بطور قطعی برای اختلال سلوک مورد رسمیت قرار نگرفته است اما با این حال داروهای مختلفی برای اختلالات همراه با سلوک مانند بیش فعالی و افسردگی تجویز می شوند.

روان درمانی:

-درمان شناختی –رفتاری با هدف تغییر شکل تفکر کودک به منظور بهبود مهارت های حل مساله،مدیریت خشم، و مهارت های استدلال اخلاقی نیز انجام می پذیرد.

-برنامه هایی که بر اساس یادگیری اجتماعی تنظیم می شود ، ضریب موفقیت بالاتری نشان می دهد ، پرهیز از تنبیه ، ارایه  تقویت کننده های ملایم ، ایجاد جوی حاکی از اطمینان و بیان صمیمانه عقاید خود ، احساس و کشف راه های جدید در زندگی ، بستن قرارداد رفتاری ، مداخلات خانوادگی و افزایش کنش متقابل بین اعضای خانواده ، استفاده از برنامه های آموزش مدیریت خانوادهPMT،خانواده درمانی ، ارایه سرمشق ها و بازخورد های لازم و پیگیری دراز مدت این روشها از ابزار موفقیت فرآیند درمان اختلال سلوکی به شمار می رود.

توصیه هایی به والدین در جهت پیشگیری:

  • برای ایجاد محیطی آرام و سالم در خانواده بکوشید.
  • از نصیحت و پند های مداوم و زیادروی درانتقاد را بکار نبرید.
  • جدیت و مدیریت افراطی کودکان را با لجاجت و…
  • حس اعتماد بنفس را در کودکان و نوجوانان پرورش دهید.
  • جنبه های مناسب در موفقیت را تشویق و ترغیب کنید.
  • از دعوا و درگیری بین یکدیگر بپرهیزید(عدم دعوای بین والدین و برقراری دوستی بین والدین
  • با کودکتان هم بازی شوید و محبت فرزندان را جلب کنید.
  • در خانه و در خانواده سازگاری را ایجاد کنید.
  • با فرزندانتان رفیق باشید
  • و در نهایت آن ها را درک کنید.

 

Picture2

کلام آخر:

محیط خانواده عامل مهمی در پیدایش اختلال سلوک است و در این خانواده ها بی ثباتی هیجانی و محیطی و گسیختگی روابط دیده می شود.درمان بیشتر در این افراد بر روی خانواده تمرکز دارد و باید کل محیط زندگی کودک کنترل شود.

الناز عالمی خواه-روانشناس بالینی(ن.ر: ۱۶۴۷۵)