photo_2016-03-12_23-04-28

در هفته ای که گذشت شایع ترین اختلال روز (افسردگی) را بررسی کردیم و مختصری درباره تعریف افسردگی، تاریخچه آن، اقسام، علل، درمان و.. توضیح داده شد.
این دومین هفته ای است که در خدمت شما دوستان عزیز گالری کلمات هستم و امروز تصمیم گرفتم تا به بررسی اختلال شایع دیگر که تاحدودی در بین همه ما وجود دارد، بپردازم.
بارها در بین خودمان، دوستان و آشنایانمان؛ جملاتی از این دست را شنیده و یا به زبان آورده ایم:
“امروز کمی بیقرارم
“نمیدونم چرا همش دلشوره دارم”
“یعنی امتحان فردا چی میشه،همش دلهره امتحانمو دارم”
“فردا جلسه مهمی دارم ولی انقدر اضطراب دارم که نمیدونم از عهدش بربیام یا نه” و ….
این جملات به وفور در زندگی روزمره همه ما اتفاق افتاده است و یا همین الان در حال اتفاق افتادن است. به واقع کمتر کسی را می توان یافت که عنوان کند هرگز در زندگی اضطراب نداشته است، چراکه اصلا اندکی اضطراب برای زندگی لازم و ضروری است.
براستی اضطراب چیست؟ آیا اضطراب با ترس تفاوت دارد؟!!
آیا اضطراب ها همیشه مضر و بیماری زا هستند؟
راه درمانش و غلبه بر آن چه می تواند باشد؟
در ابتدا با تعریفی از اضطراب مطلب را آغاز می کنم و سپس مولفه های اضطراب، علائم، کارکردها، تشخیص، درمان و… را توضیح خواهم داد.
تعریف اضطراب:
یافتن تعریفی جامع برای اضطراب مانند بسیاری از حالات عاطفی کار مشکلی است و متخصصان هر یک تعریف خاصی را ارائه نموده اند. شاید بتوان گفت که بیشترین تحقیقات انجام شده درباره اضطراب توسط روان شناسان انجام گرفته است و آنان از بین حالات عاطفی انسان بیش از هر حالت دیگری به مطالعه اضطراب پرداخته اند. اما اگر خواسته باشیم تعریفی روشن و عامیانه ای از اضطراب ارائه دهیم در واقع اضطراب عموما واکنشی است که در شرایط ترس آور رخ می دهد و با افکار منفی و هراس آور تشدید می شود.
خود واژه¬ی((اضطراب)) هم به یک حالت روانی و عاطفی اشاره دارد که ممکن است از یک احساس ناراحتی کوچک به ترس یا وحشت حاد ادامه یابد. اضطراب طولانی یا شدید ممکن است منجر به بروز نشانگان جسمانی مثل تعریق، لرز، تهوع و احساس گیجی می شود.
اضطراب طبیعی :
هر کس دچار اضطراب می شود و آن تشویش فراگیر و ناخوشایند و مبهم است که اغلب علائم دستگاه خودکار نظیر سردرد، تحریق، تپش قلب، احساس تنگی در قفسه سینه و ناراحتی مختصر معده نیز با آن همراه است. فرد مضطرب ممکن است احساس بی قراری هم بکند که نشانه اش این است که نمی تواند به مدت طولانی یک جا بایستد یا بنشیند. مجموعه علائمی که در حین اضطراب وجود دارد اغلب در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگران است.
مؤلفه های اضطراب
اینک با توجه به تعریف اضطراب، می توان این حالت را مستقیمآ در ارتباط با آینده و فاقد یک عامل عینی و مشخص دانست که در عین حال می توان سه جنبه اصلی را در آن مشخص نمود :
الف ) جنبه فیزیولوژیکی
ب ) جنبه حرکتی
ج ) جنبه شناختی و روانی

جنبه فیزیولوژیکی:
اضطراب مربوط به برانگیختن سیستم عصبی است که آنرا به صورت یک هیجان معرفی می¬کنند، جنبه فیزیولوژی شامل پدیده های قابل مشاهده است که معمولآ هم بروز نمی کنند؛ مانند”افزایش ضربان قلب، افزایش تنفس، مقاومت الکتریکی پوست، تعریق، حالت تهوع و اسهال”
جنبه حرکتی:
شامل “ارتعاشات عضلانی بیش فعالی – به هم خوردن نظم و ترتیب و حرکات و پایین آوردن آستانه¬ی پاسخ های حرکتی(ازجا پریدن) می گردد.”
جنبه شناختی-روانی:
اضطراب به طور یقین تلقی نامطلوبی از رفتار مبهم و تهدید آمیز در آینده و احساس دلهره و نگرانی است که فرد نمی تواند آنها را توصیف کند. بنابراین اضطراب دارای اجزاء یا مؤلفه هایی است که با یکدیگر آمیخته اند و در یکدیگر اثر گذاشته و از یکدیگر تأثیر می پذیرند و به شکلی همگی در تعریف و شناخت اضطراب مؤثرند.
کاتسن و تورسن catsen – therosen در ۱۹۷۴ حالات سه گانه فوق را که به خوبی واکنش اضطراب می شوند به شکل زیر ترسیم نموده اند:( آتش پور و شفتی،۱۳۷۷)
جنبه های حرکتی جنبه های شناختی جنبه های فیزیولوژیکی
لرزش
از جا پریدن
لکنت زبان تفکرات
تصورات
خاطرات ضربان قلب
تعرق
دفعات تنفس

photo_2016-03-12_23-04-19
مقایسه ترس و اضطراب
مؤلفه های شناختی ترس، انتظار خطری واضح و به خصوص است، در حالی که مؤلفه ی شناختی اضطراب، انتظار خطری مبهم است. در ترس یا فوبی، فکر معمول این است که “”سگ ممکن است مرا گاز بگیرد”” و در مقابل در اختلال اضطراب فراگیر، فکر معمول این است که”” اتفاق وحشتناکی ممکن است برای فرزندم بیفتد””.
در بحث مؤلفه بدنی؛ اضطراب مانند ترس است: که شامل عناصر واکنش اضطراری می شود. در عناصر هیجانی نیز، اضطراب بمانند ترس است: دلهره، وحشت، تشویش، ورم معده ودر نهایت؛ در مبحث مؤلفه های رفتاری نیز اضطراب ها همانند ترس هستند: جنگ و گریز فراخوانده می شوند . اما موضوعی که فرد مبتلا باید از آن بگریزد یا اجتناب کند یا علیه آن باید پرخاشگری نشان دهد از وضوح کمتری برخوردار بوده و گاهی اوقات مبهم است.

با توجه به تعریف های فوق؛ ترس از این نظر با اضطراب فرق دارد که ویژگی آن، نگرانی از یک موضوع خاص و خطرناک است.
فوبی ها و اختلالهای استرسی پس از سانحه، پس از اینکه فرد با رویدادی مواجه می شود که او را به مرگ یا آسیب تهدید کرده است، دچار اضطراب و بی حسی می شوند، و بارها آن رویداد را در ذهن خود مرور می کنند، اختلالهای ترس را تشکیل می دهند. در این اختلالها یک موضوع مشخص موجب اضطراب می شود در اختلالهای فوبیک فرد از موضوعی می ترسد (( مثل گربه ها )) که با واقعیت خطری که آن موضوع آشکار می سازد ، هیچ تناسبی ندارد.
کارکردهای مثبت اضطراب:
اگر اضطراب را صرفا هشداری تلقی کنیم که فرد را گوش به زنگ می¬کند، ظاهرا هیجانی با همان مبنای ترس است. اضطراب خطری بیرونی یا درونی را اعلام می کند و لذا موجب حفظ حیات می شود. اضطراب از پایین ترین سطوح بروز خطر وقوع صدمه جسمی، درد، بی پناهی ، احتمال مجازات ، یا برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی ، خطر جدایی از محبوب ، خطر بروز مانعی در برابر ارتقاء موقعیت یا منزلت فرد و سرانجام خطراتی را اعلام میکند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد .
اضطراب باعث می شود فرد برای پیشگیری از ان خطرات و تهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند . سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان ، جاخالی دادن وقتی که توپی را به طرف شما پرتاب کردند ، خزیدن در رختخواب پس از اعلام خاموشی در خوابگاه برای پیشگیری از مجازات و دویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که شما را به مقصود می رساند . همه نمونه هایی از محدود ساختن خطر و تهدید در زندگی روزمره است یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود . بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند . ( رفیعی ، حسن ، سبحانیان ، خسرو ، کاپلان ، سادوک ۱۳۷۶ )
در نتیجه اضطراب به گفته بسیاری از روانپزشکان و روانشناسان همیشه بیماری زا نیست بلکه در یک موقعیت هایی می تواند برای پیگیری از هشدار خطر و یا انجام عملی مهم،موثر واقع شود.
شیوه های بیان اضطراب :
بیان اضطراب به عنوان یک اختلال هیجانی می تواند محدود یا گسترده باشد . در این زمینه باید چگونگی ادراک حالت اضطرابی از شیوه های بیان آن متمایز شود در بیشتر مواقع بزرگسالان ادراک جسمانی خود از اضطراب را با استفاده از اصطلاحات (( دلشوره )) و یا بالعکس ، (( بدحالی و وارفتگی )) توصیف می کنند.
علائم و نشانه های اضطراب :
مضطرب بودن تا اندازه ای به عنوان بخشی از یک پاسخ مقابله ای طبیعی به مسائل زندگی روزمره در نظر گرفته می شود . با این حال زمانی که اضطراب شدید یا نامتناسب با موقعیت باشد به عنوان یک اختلال و یا یک مشکل بالینی در نظر گرفته می شود .
علائم روانشناختی اضطراب عبارتند از :
خلق وخو : اضطراب، تحریک پذیری، احساساتی بودن.
تفکر : نگرانی ، اشکال در تمرکز ، احساس خالی بودن ذهنی ، بیش از حد به تهدید اهمیت دادن ، آسیب پذیر تلقی کردن خود ، احساس بی کفایتی .
انگیزش : اجتناب از موقعیت ها ، وابستگی زیاد ، تمایل به فرار .
رفتار : بی قراری ، واکنش از جا پریدن ، هوشیاری زیاد
علائم و تظاهرات محیطی اضطراب :
اسهال ، احساس سرگیجه .سبکی در سر ، تعریق مفرد ، تشدید رفلکس ها ، بالا رفتن فشار خون ، تپش قلب ، تنگ شدن مردمک ها ، بی قراری و ( قدم زدن ) ، سنکوپ ، تاکی کاردی ، مورمور شدن انتهاها ، لرزش ، اشفتگی ؟؟؟ ، احساس پروانه در شکم ، تکرر ادرار ، کندی دفع ادرار ، احساس قریب الوقوع بودن ادرار ( پورافکاری ۱۳۷۵ )

احساس اضطراب دو مؤلفه دارد : با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی خود ( مثل تپش قلب و تعریق ) و با خبر شدن از اینکه عصبی شده است یا ترسیده است ، احساس شرم نیز ممکن است به اضطراب دامن بزند ( دیگران می فهمند که من ترسیده ام ) خیلی ها وقتی می فهمند که دیگران پی به اضطراب آنها نبرده اند یا شدت آنرا نیافته اند تعجب می کنند .
چگونگی کنار آمدن با اضطراب روزمره
اضطراب روزمره می تواند شما را بطرز غیر قابل قبولی زیاد و فرساینده باشد.برای توصیه ی درونی که کاملا با اطمینان سطوح اضطراب روزمره را کاهش می دهند ، پژوهش کافی وجود دارد . فقط کافی است روزانه ۲۰ تا ۴۰ دقیقه از وقت خود را صرف آنها کنید تا مؤثر واقع شوند.
روش اول : آرمیدگی تدریجی است که یک یا دوبار در روز ، حداقل به مدت ۱۰ دقیقه انجام می شود در این روش هریک از گروه های عضلانی اصلی بدن تان را سفت و بعد از آن آنرا شل می کنید ، تا اینکه عضلات شما کاملا سست شوند آرمیدگی ، نظام پاسخی را درگیر می سازد که با انگیختگی ناشی از اضطراب رقابت می کند .
روش دوم : مراقیه عادی است ، (( مراقبه متعالی یا ( jm ) )) یکی از شکلهای مفید و رایج مراقبه است . دوبار در روز ، هربار به مدت ۲۰ دقیقه ، در یک محیط ساکت چشمان خود را ببندید و (( مانترا )) ( هجایی که ویژگی های صوتی آن شناخته شده است ) را در ذهنتان تکرار کنید . مراقب با جلوگیری از افکاری که تولید اضطراب می کنند ، مؤثر واقع می شود . مراقبه آرمیدگی را که جلوی مؤلفه ی اضطراب را می گیرد ولی افکار مشوش را دست نخورده می گذارد کامل می کند . اغلب مراقبه کنندگان که بطور منظم به مراقبه می پردازند وارد سطح آرام ذهن می شوند ( سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان )
– دارو درمانی :
دارو درمانی نسبت به سایر روشها مانند شوک درمانی و جراحی درمانی موفق تر بوده اند برای این منظور از داروهایی مانند دیازپام ، مپروبامات ، کلرودیازپوکسید همگی به نام آرام بخش شهرت دارند استفاده می شوند . این داروها موجب کاهش تحریکات و ایجاد آرامش درون می شود.(دارودرمانی زمانی صورت می گیرد که اختلال اضطراب شدید باشد و امکان رفع آن توسط روانشناس وجود نداشته باشد،در این حالت است که فرد به روانپزشک مراجعهکرده است و زیر نظر روانپزشک دارو مصرف می کند).
و در نهایت روانشناسان نیز رویکرد خاص و متفاوتی نسبت به اضطراب دارند: برخی ها رفتاردرمانگر هستند،برخی دیگر شناختی عمل می کنند،عده ای دیگر حامی روش های جاکوبسن (تنش زدایی)هستند،و اخیرا نیز بعضی روانشناسان بیوفیدبک لکترومیوگرانیک(در این حالت شخص در موقعیتی قرار می گیرد که بتواند حالات بیولوژیک را تغییر داده و به پسخورد آتی و دائم در مورد موقعیت یا شکست نسبی یا فعالیت های خود دریافت می کند .) را به کار می برند.
کلام آخر:
از تمامی کاربرانی که مقاله بنده را مطالعه کردند کمال تشکر را دارم و امیدوارم توانسته باشم با مطلب امروزم؛ نظر شمایی را که مطلبم را تا انتها خواندید جلب کنم. همچنان منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان در جهت ارتقای کیفیت مطالب و سایت خود هستیم.
با تشکر-الناز عالمی خواه؛کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

photo_2016-03-12_23-04-32