سازگاری زناشویی

موضوع سازگاری زناشویی بعد از مطالعه هامیلتون(۱۹۲۹) مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن، پژوهش های زیادی به منظور کشف عوامل موثر در سازگاری زناشویی انجام شد. پژوهشگران تا سال ۱۹۸۰ بر متغیرهای همه گیر شناسی، روابط جنسی،  مسائل مالی، تعداد فرزندان، مذهب و شغل زوجین تمرکز داشتند و تنها در سال های اخیر به اهمیت عوامل شخصیتی و هیجانی در سازگاری زناشویی تاکید کردند(اشنایدر، ۱۹۷۹، ویدانوف،۱۹۹۰؛ گاتمن، ۱۹۹۴؛ به نقل از ضیاء الحق، ۱۳۹۱ ، محمود آبادی، ۱۳۹۳).

تعریف سازگاری زناشویی

سازگاری در قاموس روان شناسی عبارت است از رابطه ای که هر ارگانیسم با توجه به شرایط پیرامون محیطش، با محیط برقرار می کند. این اصطلاح معمولا به سازگاری روان شناختی یا اجتماعی اشاره دارد و وقتی به کار گرفته می شود که فرد در یک فرایند مستمر برای ابراز استعدادهای خود و واکنش نسبت به محیط و در عین حال در جهت تغییر آن به گونه ای موثر و سالم در گیر است(ربر،۱۹۹۵؛به نقل از غفوری، ۱۳۹۱، محمود آبادی، ۱۳۹۳).سازگاری فرآیندی است در حال رشد شامل توازن بین آنچه افراد می خواهند و آنچه جامعه شان می پذیرد. به عبارت دیگر سازگاری، فرایندی دو سویه است. از یک طرف فرد به طور موثر با اجتماع تماس برقرار می کند و از طرف دیگر، اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می بیند که فرد از طریق آنها توانایی های بالقوه خویش را واقعیت می بخشد(نیوکا و کپل ، ۱۹۹۱ به نقل از صالوری محمود آبادی ، ۱۳۹۳).

نویسنده : ابوالفضل سعادتی – الناز عالمی خواه