یکشنبه ۲۵ / ۷ / ۱۳۹۵

سلامت روان و شادابی در زندگی

 

در سال های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف كرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل:

الف. تسلط بر هیجان های خود؛ ب. آگاهی از ضعف های خود؛ ج. رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛ ب. احساس تعلق به یك گروه؛ ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف. پذیرش مسئولیت ها؛ ب. ذوق توسعه امكانات و علایق خود؛ ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛ د. ذوق خوب كار كردن.

شعار دومین روز هفته سلامت روان عبارتست از: سلامت روان و شادابی در زندگی. شادابی در زندگی، یکی دیگر از جاده هایی است که گذر از آن آدمی را به سلامت روان می رساند. رسیدن به شادابی در زندگی کار چندان مشکلی نیست. البته این موضوع بدان معنا نیست که همگان توانایی رسیدن به شادابی در زندگی را دارند بلکه بدان معناست که اگر کسی در پی ان باشد به راحتی بدان دست می یابد. رسیدن به شادابی در زندگی و نهایتا سلامت روان، صرفا با عوامل مادی در ارتباط نیست. البته عوامل مادی آدمی را در رسیدن به شادابی در زندگی کمک می کند اما لزوما، پول و ماشین و خانه و امکانات مادی، دلیلی بر شادی و شادابی در زندگی نیست. در واقع این تفکر که ثروتمندان، همگی از شادابی در زندگی برخوردارند و پول خوشبختی می آورد، مدت هاست که به یک باور قدیمی تبدیل شده است و همگان به نیکی می دانند پول و مادیات وسیله ای برای خوشبختی است و نه صرفا خود خوشبختی. چه بسیار افرادی هستند که با دارا بودن ثروت های هنگفت، هیچ رضایتی از زندگی ندارند و برعکس بسیار مردمی هستند که شاید به سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته اما سرشار از زندگی اند و شادابی در زندگی شان موج می زند. برای رسیدن به شادابی در زندگی راه های مختلفی همیشه بوده و هست اما در راس آن قناعت و دیدن نعمت های خداوندی از جمله سلامت و امنیت است. کم داشتن و رضایت، به مراتب آدمی را به سلامت روان و شادابی در زندگی نزدیک تر می کند تا زیاد داشتن و عدم رضایت. طبع آدمی، سیری ناپذیر است و هرچه بیشتر داشته باشد، باز هم کم است و لذا بهتر است قبل از افتادن در سرازیری سقوط طمع و حرص و …. کمی اندیشید و بهترین راه را برگزید و از زندگی لذت برد. در نهایت برای رسیدن به سلامت روان تنها کافیست، طبق تعریف سلامت روان عمل نمود و بند بند آن را رعایت کرد. درواقع باید در قبال خود بر هیجان هایمان تسلط، از ضعف هایمان آگاه و از خوشی هایمان نهایت رضایت را داشته باشیم و در قبال دیگران به دوستی های صمیمی و طولانی مدت علاقه مند بوده و همیشه به یک گروه مثل خانواده و… تعلق داشته و ودر مقابل محیط و منابع مادی و انسانی احساس مسئولیت کنیم و نهایتا در قبال زندگی و بازخوردهایش در اندیشه توسعه امکانات و علایق خود و پذیرش مسئولیت ها باشیم و ذوق خوب کارکردن و توانایی اخذ تصمیم های شخصی را داشته باشیم تا به شادابی در زندگی و نهایتا سلامت روان برسیم. موفق باشید . ابوالفضل سعادتی مشاور خانواده

11