به عقیده بسیاری از عقلای روانشناسی، آدمی در طول زندگی اش در ۳ چرخه مهم تولد، ازدواج و مرگ در چرخش است. ۲ چرخه از این ۳ چرخه یعنی تولد و مرگ اجباری و چرخه دوم یعنی ازدواج مقوله ای است اختیاری. اینکه آدمی در کجا و چه موقع بدنیا بیاید و نیز اینکه چه موقع و چگونه از دنیا برود، مقوله ای است اجباری و خارج از اختیار انسان، اما مقطع دوم یعنی ازدواج؛ تنها مقوله ای است که اختیار در آن حرف اول را می زند. اینکه انسان مشخص کند که مابقی عمر خود را در کنار چه کسی و با چه کیفیتی بگذارند کاملا در اختیار خودش است. لذا همگان بر این باورند که یک انتخاب درست و آگاهانه در امر ازدواج، مابقی عمر انسان را سرشار از آرامش و آسایش می نماید و بدین لحاظ باید مقوله انتخاب درست در ازدواج بسیار جدی قلمداد شود. شاید یکی از بهترین راه های جلوگیری از اضافه شدن به آمار روزانه طلاق، آگاهی بخشی قبل از ازدواج به دختران و پسران است تا با انتخابی درست مانع از ایجاد مشکل در زندگی و رسیدن به مرز جدایی شوند. لذا هرچه در قبل از ازدواج دختران و پسران ما با آگاهی بیشتری دست به انتخاب همسر بزنند از آرامش و آسایش بیشتری در زندگی برخوردار خواهند بود.

در ادامه باید گفت؛ در سالهای اخیر انتخابی دیگر یعنی انتخاب رشته در سال نهم مقطع متوسطه اول و بحث هدایت تحصیلی، ذهن خانواده ها را درگیر کرده است. شاید هنوز این انتخاب در زمره انتخاب های حیاتی انسان قرار نگرفته اما با نگاهی واقع بینانه می توان گفت که این انتخاب به خاطر شرایطی که بعدا برای فرد در زندگی بوجود می آورد، مهم و حیاتی است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم همه مابقی عمر انسان در گرو همین انتخاب است و حتی از انتخاب همسر نیز مهم تر است. اینکه انسان سال های باقیمانده عمرش را چگونه و با چه کیفیت و کمیتی بگذراند؛ اینکه چکاره شود؛ واز همه مهم تر اینکه با چه کسی ازدواج کند در گرو همین انتخاب درست رشته تحصیلی است.

مقصود این نوشتار آن است که اگر خوب بنگریم می بینیم فردی که در یک هدایت تحصیلی به سمت رشته مورد علاقه اش و رشته ای که توان آن را دارد رهنمون گردیده است، قطعا آینده موفقی برای خود رقم خواهد زد و آینده موفق او موجب تغییر در نوع نگاه و تغییر در نوع ازدواجش و بعضا موفقیت وی در کل زندگی اش می شود. حال آنکه اگر فرد، به اجبار به سمت رشته ای هدایت شود که هیچ علاقه یا توانی در آن ندارد نه تنها فردی بیکار به بیکاران جامعه افزوده می شود بلکه معمولا فرد دچار مشکلاتی در زندگی خواهد شد که جبران آن برای خود و جامعه بسیار هزینه زا خواهد بود.

لذا باید همه مسئولان، مشاوران و روانشناسان، پدران و مادران و خود دانش آموزان، این چرخه زندگی را مهم قلمداد نموده و با درایتی خاص نسبت به انتخاب رشته دانش آموز بمانند انتخاب شریک زندگی حساس باشند، چراکه آینده هر فرد تحصیلکرده بیش از آنکه متاثر از ازدواج فرد باشد متاثر از نوع تحصیلات وی خواهد بود.

ابوالفضل سعادتی مشاور خانواده. تیرماه ۹۵