آسیب شناسی بیوه گی در ایران – ابوالفضل سعادتی مشاور خانواده

بیوه در لغت یعنی فردی فاقد همسر بر اثر طلاق یا مرگ همسر. بیوه می تواند بیوه‌زن یا بیوه‌مرد باشد. مرحوم دهخدا در فرهنگ نامه خودش بیوه را به دو صورت تعبیر می کند:۱ – ارمله، شومرده، مطلقه و ۲ – ارمل، زنمرده، مطلق. هم زن و هم مرد، بعد از جدایی(طلاق) یا فوت همسر بیوه می شوند اما در ایران، به واسطه فرهنگ رایج، فقط زن را بیوه قلمداد می کنند و این واژه(بیوه) چندان در مورد مردان مورد خطاب قرار نمی گیرد. البته بیوه­گی در ذات خود نیز دو نوع است. بیوه گی خودخواسته که منظور طلاق است و خود فرد آگاهانه و با رضایت تن به بیوه گی می دهد و بیوه گی ناخواسته که منظور فوت همسر است که فرد بدون اندک رضایتی دچار بیوه گی می شود. منظور نگارنده از آسیب شناسی بیوه گی در این نوشتار دسته اول است. یعنی زنان و مردانی که آگاهانه و خودخواسته تن به جدایی و طلاق می دهند و یدک کش نام بیوه گی برای خود می شوند و از آنجایی که در ایران بیشتر و کما اینکه کاملا زن به عنوان بیوه شناخته می شود نه مرد، در این نوشتار به بررسی بیوه گی زنان مطلقه پرداخته می شود که متاسفانه به صورت روزشمار در حال افزایش است. آمار بیوه گی در ایران طبق آخرین آمار ۱۹ عدد در ساعت است. به روایتی هر ساعت ۱۹ زن به جرگه بیوه های این مرز و بوم اضافه می شوند. این در حالی است که طبق جدول رتبه بندی استرس ها که توسط هولمز و راهه(۲ روانشناس بزرگ که در زمینه استرس خدمات ارزنده ای از خود بجا گذاشتند) تهیه شده است، بعد از فوت همسر که حدود ۱۰۰ درصد استرس به فرد وارد می کند، طلاق با ۷۳ درصد در جایگاه دوم است. در واقع با اندکی اختلاف(حدود ۳۰ درصد)، فرد مطلقه بسان فردی است که در نهایت عشق؛ همسرش را از دست داده است. به نظر نگارنده، این جدول با توجه به فرهنگ اروپایی تهیه و تنظیم شده است نه فرهنگ ایرانی و حتی اگر هنجاریابی از آن در ایران صورت گرفته است باید این موضوع را در نظر گرفت که فرهنگ ایرانی و عقده های درونی مردان ایرانی که حاصل از منع بسیار در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی بوده باعث ایجاد یک نگاه دگم و بسته به زن مطلقه شده و ناخودآگاه باعث می شود بار استرس ۷۳ درصدی یک زن بیش از آنچه تصور می رود افزایش یابد. در واقع زن مطلقه ایرانی، نه تنها استرسی معادل ۷۳ درصد را تحمل می کند بلکه پس از ورود به جامعه بیوه گی و شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه، استرسی بیش از آنچه باید و شاید را متحمل می شود و ناخواسته پس از اندک زمانی در چرخه زندگی له می شود. البته درصد بسیار قلیلی از این زنان، مدیریت زندگی پس از طلاق را به دست می گیرند و جانانه گلیم خود از آب بیرون کشیده و زندگی را عاقلانه مدیریت می کنند و حتی بار یک زندگی را به دوش می کشند اما درکل فرد مطلقه بسان فرد شومرده، متحمل استرس می شود با این تفاوت که فرد شومرده دلیل واضحی برای استرسش دارد اما فرد مطلقه چندان از دلیل و دلایل استرسش آگاه نیست. لذا اینگونه زنان، به دلیل استرس شدید، دچار اختلال های خاص روانی می شوند. دسته ای بسان دو مراجع ام ظرف یک ماه گذشته، به پارانوئید پناه می برند و بی اعتمادی و سوء ظن تمام وجودشان را در برمی گیرد و اندک توجه یک مرد حتی به قصد کمک به بهبود حال فرد را به معنای تلاش برای تصاحب و تجاوز به وی قلمداد کرده و از او دوری می جویند، عده ای به اختلال شخصیت اسکیزوئید پناه می برند که مهم ترین ویژگی این بیماری، کناره گیری، دخالت نکردن در امور روزمره و اهمیت ندادن به دیگران است. در واقع برای این بیمار، روابط اجتماعی بی معنی است  و عده ای به اسکیزوفرنی پناه می برند و با رفتارهای عجیب و غریبشان حال اطرافیان را بر هم می زنند. دسته ای هم از قضا راه هرزگی را بر می گزینند و هر شب در آغوش فردی سکنی می گزینند و به اسم لذت بردن از زندگی، گذران زندگی می کنند و قلیلی از آن ها نیز به فکر ازدواج مجدد با فردی بهتر می افتند که معمولا به دلیل استرس بالایشان مجددا دچار اشتباه می شوند. البته دسته های دیگری نیز وجود دارد(همچون اختلال های شخصیت ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته) که خارج از حوصله بحث است اما هر چه هست باید دانست، که بیوه گی در ایران، با احتمال بالا با یک اختلال همراه خواهد شد و بی شک بیوه، ناخواسته، نه تنها به خود بلکه به اطرافیان نیز لطمه و صدمه وارد می کند. در نهایت، هرچند که همه چیز در این کشور رو به انحطاط است و در این میان، جایگاه خانواده با سرعت بیشتری رو به نابودی است اما امید که با فرهنگ سازی درست، مانع این همه طلاق و بیوه گی شد و از ورود زنان و مردان به دنیای استرس و اختلال جلوگیری نمود.

ابوالفضل سعادتی مشاور خانواده

۱۷ / ۱۰ / ۱۳۹۵ ساعت ۲ بامداد

  @Gallerykalemat

g7